توضیحات
نام کتاب : خرید کتاب رویای زمانه اثر زهرا دهقان پور نشر ثالث
اتاق تاریک بود و زن توی تاریکی اتاق خوابیده بود. لباسی سیاه به تن داشت و لباس کوچک نوزادی را روی سینه اش نگه داشته بود.
صورتش تکیده و خسته بود. اخم هایش گره خورده بود و زیر لب ناله می کرد. هوا انگار غبار داشت، مه آلود بود و دیدن را سخت می کرد. انگار همه چیز را از پس حباب نگاه می کردی؛ تار و معوج.
کنار کمد، لباس های سیاه بیرون ریخته بودند و قاب عکسی به پشت روی طاقچه گذاشته شده بود. مه لقا و ارسلان دور تخت زن می چرخیدند. انگار پاهای شان روی زمین نبود.
راه نمی رفتند، می سُریدند. گویی در فضا مواج بودند. مه لقا به ارسلان نگاه کرد: «مادر داغدار روحش به خواب وصل نمی شه.
می ترسه دل به خواب بده، بچه ش برگرده و فرصت دیدنش رو از دست بده.» زنِ روی تخت نالید. مه لقا نگاهش کرد: «مادر داغدار خیال بچه ش رو زنده نگه می داره. توی خیالش بچه ش زنه هست، نفس میکشه، برمی گرده.»
مه لقا دستش را روی شکمش گذاشت. اشک از چشم هایش پایین ریخت