توضیحات
نام کتاب : خرید کتاب مثل باران اثر بهاره شریفی نشر شقایق
«باران» زندگی را ساده میدید.
میان بنبست دوستداشتنیاش.
نگاههای دزدکی پشت پنجره.
تا زمین چرخید و ورق برگشت.
زندگی روی دیگرش را به او نشان داد ولی قبل از اینکه تسلیم شود،
بوی چوب پیچید میان هوای بارانی بنبست و عشق آرام و نرم،
مثل دانههای ریز باران، روی احساسش ضرب گرفت.
قصهی باران، قصه دختری است که تمام زندگیاش را خلاصه در دوستان کودکی و کوچه بنبستشان میبیند.
علاقهی او به پسر همسایه و رویاپردازیهای دخترانهاش
با ورود به دنیای بزرگسالی و روبهرو شدن با حقیقت تلخ پشت لبخندها و مهربانیها رنگ میبازد
و این بار چهرهی واقعی عشق را میان بوی چوب و زنگ دوچرخهی پسرکی پیدا میکند
که از دنیای بیرون از کوچه آمده است.
لذت متن:
صدايش زد: باران…
فقط او اينطور صدايش میزد.
فقط او بود كه وقتی میگفت “باران” انگار ناگهان آسمان پر از ابر میشد و هوا بوی نم باران میگرفت.
دلش میلرزيد وقتی كه او میگفت “باران”؛ ولی میترسيد. هنوز میترسيد.
نمیدانست راهی كه انتخاب كرده، درست است يا نه؟
-مامانم میگه بعضیها ارزشش رو دارن كه براشون صبر كنی.
همچنان منتظر به او نگاه كرد. باران نگاهش را داد به دستهايشان كه لجوجانه در هم گره خورده بودند.
-ولی مشكل من اينه كه مطمئن نيستم دارم برای آدم درستی صبر میكنم يا نه…